چهارشنبه 1384/06/30
خداباوری، صلح مبتنی بر عدالت و معنویت، حقوق مردم و عدالت جهانی!
این متن، صبح روز بعد از سخنرانی دکتر احمدی نژاد نوشته شد، ولی
متاسفانه وبلاگ در وقت خود به روز نشد. در این زمینه گفتنی های
دیگری نیز هست که در آینده درج خواهد شد.

مصاحبه های جذاب، قدرت نمایی و سخنرانی تأثیر گذار ریاست محترم جمهوری در مجمع عمومی سازمان ملل، به هر ایرانی اجازه می دهد که به خود ببالد.
ملتی که به خدا متکی است ، و رئیس جمهوری که به خدا و مردم خداباور و خداجویش پشت گرم است ؛ این چنین قدرت شیطان را بی اثر و چشم جهانیان را خیره می سازد.
دکتر احمدی نژاد دیشب فقط حرف دل مردم ایران را بیان نکرد، بلکه دکتر دیشب زبان گویای همه ی ملت های محروم و جهان سومی بود. دکتر دیشب زبان گویای ملت هایی بود که سرانشان - به اشتباه – سال هاست که در برابر شیطان خاموش گشته اند. دیشب دکتر لبخند را به دل دولت مردانی هدیه کرد که توان گفتن خواسته های خود و ملتشان را ندارد. دیشب در صحن مجمع عمومی سازمان ملل، سرهای سران بسیاری از کشورها به نشانه ی تأیید سخنان مردی که از خدا ، عدالت ، معنویت ، صلح و مهدویت دم می زد، می جنبید.
تبریک و تأیید سخنان ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران توسط همتاهای ایشان، هدیه ی ارزشمندی به تمام مردم ایران است ؛ هدیه ای حتی به آنان که به دکتر رأی نداده اند.
حالا دنیا بهتر ایران و مردمش را می شناسد:
کشوری که بهترین نماد مردم سالاری در منطقه و بلکه جهان است ؛ به خدا متکی است و از شیطان هراسی ندارد و رئیس جمهورش در مجمع عمومی سازمان ملل ، در میان بهت و حیرت و البته تحسین جهانیان ، سخنان خود را با نام و یاد خدا آغاز می کند ، ملت ها و دولت ها را به معنویت سفارش می کند ، از صلح و عدالت و معنویت سخن می گوید ، از حق مسلم ملت خود دفاع می کند ، به جهانیان برای مبارزه با تروریسم رهنمون می دهد و سخن رانی خود را با عدالت جهانی در پرتو ظهور یگانه منجی بشریت به پایان می برد.
اینجا ایران است ، سرزمین مقدس جمهوری اسلامی ؛ و ملت سربلند و آزاده ، در انتظار بازگشت فرزند خود ، رئیس جمهور محبوب و مردمی شان هستند.
حضرت آيتالله خامنهاي: رئيسجمهور در سازمان ملل متحد با استحكام حرف دل مردم ايران را بيان كرد[لینک]
متن کامل سخنرانی 20 دقیقه ای دکتر احمدی نژاد در سازمان ملل متحد[لینک]
گزارش خبرگزاری فارس از سخنان رئیس جمهور [لینک]
حاشیه های خواندنی از سخنرانی رئیس جمهور[لینک]
گزارش خبرگزاری مهر از سخنان رئیس جمهور 1[لینک]
گزارش خبرگزاری مهر از سخنان رئیس جمهور2 [لینک]
مصاحبه دکتر احمدی نژاد با سی.ان.ان[لینک]
چهارشنبه 1384/06/30
شما چقدر منتظرید ؟
همیشه و در تمام طول سال از خودم می پرسم که واقعاً چقدر برای ظهور حضرت حجت (عج) آماده ایم؟
همهء ما به عشق حضرت حجت (عج) روزهایمان را شب و شب هایمان را صبح می کنیم. به هنگام گرفتاری ها یادمان می آید که امام زمان داریم و می توانیم از او یاری بخواهیم و هر روز برای فرج ایشان دعا می کنیم، اما ...!
|
جنگ برای صلح در رستاخیز مهدی (عج) هر چه هست دوستی، برادری ، رحمت صلح و یگانکی است. مهدی می جنگد ، اما جنگ برای صلح، چون می داند که نمی توان به این جنگ ها پایان داد مگر با یک جنگی که همان نبرد جهانی حضرت مهدی (عج) است. «نبرد جهانی» به این معنی که به یک باره با همه مظاهر ظلم و جنایت در گوشه و کنار عالم برخورد می کند. مهدی می جنگد اما برای صلح ؛ صلحی که توأم با عدالت است. جامعه ای که مهدی می سازد شعارش محبت است. شهروندان جامعه مهدوی در پی سودجویی مادی نیستند. جامعه ای که مهدی بنا می کند، جامعه ای صلواتی است که در آن ، مردم به هم خدمات می رسانند، اما سر همدیگر را - به اصطلاح - نمی تراشند. از سخنان دکتر حسن رحیم پور ازغدی |
این قسمتش سخت است! اینکه ما چقدر منتظریم و چقدر به وظایف خود عمل می کنیم؟! می دانیم که حضرت ما را می بینند، از کارهای خوبمان خشنود می شوند و از اعمال زشتمان مکدر می شوند.
خودمانی تر بگویم: برای ایشان که نمی توان فیلم بازی کرد. حضرت آشکار و نهان ما را می بینند. همیشه دعا می کنیم که چشمانمان لیاقت دیدار حضرت را پیدا کند، اما تصورش را بکنید: یک روز صبح پیکی از راه برسد و بگوید که حضرت حجت (عج) تو را احضار کرده است. واقعاً روی دیدن ایشان را خواهیم داشت؟ آن گونه بوده ایم که با طیب خاطر و قلبی مطمئن به محضرشان بشتابیم؟ بر حضرت حجت (عج) که رازی پوشیده نیست!
این نهیب شاید به من کمک کند که مراقب لحظه لحظه های عمرم باشم. منتظر واقعی کسی است که با امید به آینده در صحنه های زندگی پرتلاش ظاهر می شود ، از بدی ها دوری می کند و راه کمال انسانی را درپیش می گیرد و درست به اندازهء همین خوب بودن و به اندازهء همین دوری از پلیدی ها و به اندازهء همین تلاش و امید منتظر هستیم. با این حساب هر کس خودش می تواند بگوید که چقدر منتظر است!
نیمهء شعبان امسال هم گذشت. من هم به نوبهء خود این عید عظیم را به محضر حضرت بقیة الله (عج) ، رهبر معظم انقلاب ، دوستان گرامی و شیعیان جهان تبریک عرض می کنم. مردم سنگ تمام گذاشتند. همهء کوچه ها و خیابان ها و مساجد و تکایا را عطر انتظار انباشت. حضرت حجت (عج) دیدند و خشنود شدند. قلب شیعیان در سالروز ولادت مولا سرشار از شادی بود ؛ اما حسرت ندیدن یار و نیامدن منجی همچنان بر دل های مشتاقان تکیه زده است. در ورای شادی ای که قلب تو را انباشته است، غمی مقدس از فراق یار نهفته است ، ولی دل خوش دار که عاقبت آن سوار می آید!
جمعه 1384/06/25
از این عصبانیت بمیر !
به هنگام سخنرانی 5 دقیقه ای دکتر احمدی نژاد در سازمان ملل ، هیئت آمریکایی در میز خود حضور نداشت. در این زمینه گفتنی هایی هست.
عدم درک درست استکبار از انگیزه ها و رفتارهای مردم ایران موجب شد تا پس از رسیدن جناب آقای خاتمی به ریاست جمهوری ، ذوق زده شوند و اگر چه می دانستند که تغییری در الفت مردم مسلمان ایران با آرمان های انقلاب ایجاد نشده است، سعی کردند تا از حداقل اختلاف سلیقه ی موجود بهره برداری کنند و یا دست کم تبلیغ کنند که میان دولت مردان جمهوری اسلامی ایران اختلاف است. بارها و بارها ریاست جمهوری سابق بینی امریکا و رژیم صهیونیستی را به خاک کشید و اعلام کرد که دشمن اصلی ما امریکاست و خود را مطیع قانون اساسی و ولایت فقیه نامید.
در جریان اتخابات نهم نیز امریکا با گرای غلط دشمنان داخلی آماده شده بود که کاندیدایی رای بیاورد که اختلاف سلیقه ی بیشتری با رهبر معظم انقلاب داشته باشد ؛ اما باز هم حضور دشمن شکن مردم و رای به فرزند انقلاب ، میهن و ولایت فقیه ؛ بار دیگر پوزه ی امریکا را به خاک مالید.
در روزهای گذشته تلاش های دیپلماتیک اروپا و امریکا برای محدود کردن جمهوری اسلامی بی ثمر بود و دولت مردان جمهوری اسلامی ایران با پشتوانه ی مردمی و خداباوری بر خواسته های به حق خود پافشردند و قدرتمندانه فعالیت های هسته ای خود را ادامه دادند.
اخیراً وزیر خارجه امریکا (رایس) با همه ی تلاشی که کرد موفق نـشـد کشورهای روسيه، چين و هند را به تحریم جمهوری اسلامی ایران راغب کند. او با نااميدی به خبرنگاران گفت: «ما شکست خوردیم و در سياست بين المللی ، دنيا هنوز دنيای کاملی نيست (؟) و هميشه نمی توان راه حل صددرصد پيدا کرد.».
هفته ی گذشته بوش با فرستادن نیروهای سی.آی.اِی به دو کشور قدرتمند هسته ای چين و هند، با طرح ادعاهایی خنده دار ، تلاش کرد تا اين دو کشور را نسبت به کره شمالی و ايران برانگیزد.
روزنامه ی «وال ستريت جورنال» ديروز نوشت با توجه به اينکه دولت بوش عين همين کارزار تبليغاتی را در مورد عراق قبل از حمله به آن کشور انجام داد و بعدها ادعاهايش دروغ از آب در آمد، اکنون متقاعد کردن ديگران با همان ادعاها در مورد ايران بسيار دشوارتر شده است.
و می توان گفت جهان واقیت گرای امروزی دیگر هیچ ادعای بی سندی را به رسمیت نمی شناسد، مخصوصاً اگر مدعی، چوپانی دروغ گو چون امریکا باشد.
همه ی این مسائل موجبات عصبانیت شدید سران امریکا را فراهم کرد و سران رژیم امریکا چون کشوری شکست خورده مجمع عمومی را ترک کردند تا شاهد سرفرازی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران نباشند.
در اینجا با درود فرستادن به روح پرفتوح شهید مظلوم حضرت آیت الله بهشتی (ره) سخن او را یادآوری می کنیم که: «ای آمریکا! از دست ایران عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.»
حاشيههاي خواندني از سخنراني رئيس جمهور در مجمع عمومي سازمان ملل [لینک]
متن کامل سخنان دکتر احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل متحد[لینک]
نظرات آيت الله نوري همداني پیرامون سخنرانی دکتر احمدی نژاد [لینک]
پاسخ منفي پوتين به بوش درباره فشار بر ايران[لینک]
چهارشنبه 1384/06/23
سلام و زهرمار !
اگر «ايمن النور» به جاي اينكه خود را احمدي نژاد مصر معرفي كند، مدعي مي شد دكتر معين مصر است، باز هم از مبارك شكست مي خورد، منتهاي مراتب در آن صورت مي توانست بامبول دربياورد كه اكثريت خاموش مردم مصر با او هستند!
به گزارش خبرگزاري چيزنا، آقاي چيز كه به صورت سرزده و با لباس مبدل به شهر سيل زده نيواورلئان سفر كرده بود، ضمن بيان مطلب فوق، افزود: مصري ها بايد با درك شرايط حساس كنوني از «نيل تا فرات» را به صورت قورباغه، شنا كنند! اوشان دراز بودن بيش از حد رود نيل را مشكوك خواند و از حسني مبارك خواست لااقل يك سوم نيل را به اسرائيل واگذار كند!
براساس همين گزارش، مديرعامل چيزنا سپس پاي درد دل بازماندگان طوفان «كاترينا» نشست. «گري ميل» پيرمردي كه همه اعضاي خانواده اش را براثر سيل و آدم خوري هاي بعدي! از دست داده بود، به آقاي چيز گفت:«رايس بهتر است به جاي اينكه به فكر سلام دادن به رئيس جمهور شما باشد، كمي هم به فكر ما بدبخت بيچاره هاي آمريكايي باشد كه از فرط گرسنگي به خوردن همديگر رو آورده ايم... من يكي كه اگر جاي احمدي نژاد بودم، وقتي سياسوخته به من سلام مي كرد، مي گفتم: سلام و زهرمار!»
آقاي چيز در جواب اين پيرمرد بخت برگشته گفت: «غصه نخور عزيزم؛ زندگي، سختي اش صد سال اول است!» «مادلين تنت» دختر جواني كه بعد از قحطي به آدم خواري روي آورده بود به بزرگ ترين چيز نويس معاصر گفت: «من پدرم را در جنگ با عراق از دست دادم ولي بالاخره معلوم نشد سلاح هاي كشتار جمعي صدام كجا بود؟» آقاي چيز در پاسخ به اين بيچاره بيان داشت: حالا گيرم پدر تو در جنگ با عراق كشته نمي شد، آن وقت، تو چشم هاي من نگاه كن، راستش را بگو، بعد از قطحي، پدرت را يك لقمه نمي كردي؟!
گفتني است مشروح اين ديدار صميمي، در ويژه نامه «گرگ دبليوز پلنگ» چيزنامه شرق چاپ شده است!
آرمليا- خبرنگار چيزنا [لینک]
|
بعد از تحریر دوست بزرگوار و توانمند ، آقای صمدی کامنت زیبایی با استقبال از این مطلب نوشته اند که که خواندنی است: در مورد رایس باید بگم اشتباه کرده که خودشو کاندیدای ارتباط با احمدی نژاد معرفی کرده چون اون قدر زشت و بدترکیبه که اگه احمدی نژاد جوابشو نده همه حقو به احمدی نژاد میدن به گزارش آقای چیز (ببخشید من از منابع شما استفاده میکنم) حتی جورج دبلیو سی هیتلر (همون دبلیوز پلنگ شما و همون کره الاغ موساد) گفته اگه مجبور نبودم و وزیرم نبود محل سگ هم به رایس نمیذاشتم اون وقت این خانم زشت بدترکیب که احتمالا ایدز هم داشته باشه ، چطور بخودش جرئت میده که احمدی نژاد را تست کنه؟ واقعا که! *** وبلاگ حاج حمید به مناسبت میلاد فرخنده ی حضرت حجت(عج) مسابقه ای برگزار کرده است. شرکت در آن خالی از لطف نیست. [لینک] |
یکشنبه 1384/06/20
به نام کروبی به کام افخمی!
چندی پیش مطلبی با عنوان «آقای کروبی ، با عرض پوزش!» به قلم آقای حسین شریعتمداری، مدیر مسئول کیهان در این وبلاگ درج شد. چیزی نگذشت که بهروز خان افخمی در مصاحبه با ایسنا جملات عجیب و خنده داری بیان کرد. پاسخ یکی از خوانندگان روزنامه قابل تامل است.
برادر عزيزم جناب آقاي حسين شريعتمداري
مدير مسئول محترم كيهان
با عرض سلام و تشكر از يادداشت دلسوزانه و روشنگر «آقاي كروبي، با عرض پوزش!» كه به انتقاد از تصميم آقاي كروبي براي راه اندازي تلويزيون ماهواره اي در خارج از كشور اختصاص داشت، اخيراً آقاي بهروز افخمي كه مسئول اين شبكه تلويزيوني است طي مصاحبه اي، با خبرگزاري ايسنا در پاسخ به مقاله دلسوزانه جنابعالي گفته است «بعضي از اين ها كه به آقاي كروبي توصيه مي كنند از خط امام(ره) خارج نشود، وقتي آقاي كروبي به دليل هواداري از امام به زندان افتاده بود، آنها توي كوچه خاك بازي مي كردند.»
آقاي شريعتمداري، خواهش مي كنم پاسخ بنده به اظهارات آقاي افخمي را براي اطلاع مردم درج كنيد تا اينگونه افراد فرصت دروغ پردازي و بندبازي بيشتر در ميان فرزندان انقلاب و امام را نداشته باشند.
جناب آقاي بهروز افخمي؛ بي اطلاعي شما از سوابق مدير مسئول كيهان قابل سرزنش نيست، زيرا جنابعالي هرگز در طيف انقلابيون حضور نداشته ايد و فقط در يك مقطع زماني دري به تخته اي خورد و گروهي بااستفاده از محبوبيت آقاي خاتمي شما رابه عنوان كانديدا معرفي كردند و مردم كه شيفته آقاي خاتمي بودند با مشاهده نام شما در ليست نامزدهاي طرفدار آقاي خاتمي به جنابعالي رأي دادند و شما را وارد خانه ملت كردند و البته عملكردتان در مجلس ششم و آرزوي مهاجرت به آمريكا هم بركسي پوشيده نيست.
آقاي افخمي، اگر به اسناد منتشر شده ساواك مراجعه كنيد متوجه مي شويد در آن دوران كه آقاي كروبي به دليل هواداري از امام(ره) به زندان افتاده بود، آقاي شريعتمداري به عنوان زنداني سياسي در زندان رژيم ستمشاهي بود و يكي از جرايم ايشان پيروي از حضرت امام(ره) و تبليغ و ترغيب دانشجويان به پيروي از امام (ره) بود و البته از نظر ساواك جرائم ديگري هم داشت كه در پرونده ايشان مضبوط است. آقاي افخمي بد نيست بدانيد كه محكوميت آقاي شريعتمداري در دوران ستمشاهي چند برابر محكوميت آقاي كروبي بود و مسائل ديگري كه بهتر است بگذريم. ولي به شما توصيه مي كنم سري به اسناد منتشر شده ساواك بزنيد تا بيدار شويد، البته اگر خودتان را به خواب نزده باشيد.
آقاي افخمي! يكي از دلايل نگراني افراد دلسوز نسبت به تصميم آقاي كروبي حضور شما در كنار ايشان است زيرا همه مي دانند آقاي كروبي در طيف كساني كه تلويزيون ماهواره اي دارند، نمي گنجد و دير يا زود از تصميم خود منصرف مي شود و آن را رها مي كند و شما هم اين مسئله را مي دانيد. اما جنابعالي دنبال اهداف قبلي خودتان هستيد و آقاي كروبي را وسيله كرده ايد. مگر شما نبوديد كه در پايان عمر مجلس ششم براي راه اندازي يك تلويزيون ماهواره اي از آقاي خاتمي درخواست يك وام 400 هزار دلاري كرده و ايشان هم موافقت كرده بود و اگر افشاگري همين كيهان نبود حالا صدها هزار دلار از بيت المال در اختيار شما بود و با پول ملت چه كارها كه نمي كرديد. آقاي افخمي شما دنبال انجام پروژه ناتمام و ناكام قبلي خودتان هستيد با اين تفاوت كه دفعه قبل، از بيت المال و توسط آقاي خاتمي و اين دفعه توسط آقاي كروبي ولي با كدام پول؟ خدا مي داند!
احمد- الف [لینک]
جمعه 1384/06/18
جنگی بود ، جنگی نبود !؟
کسانی که همت مردانه داشتند، با اطاعت از ولایت فقیه، که جنگ را در رأس همه ی امور دانسته بود، زندگی روزمره ی خود را تعطیل کردند و به دفاع از سرزمین مقدس ایران مشغول شدند.
|
بیانات رهبر معظم انقلاب در روز پاسدار
اين ميلاد بزرگ را تبريك عرض مىكنيم و اميدواريم كه خداوند متعال به همهى ما اين توفيق را عنايت كند كه از «مصباحالهدى و سفينةالنجاة» آن طورى كه شايسته است، انشاءاللَّه بهرهمند شويم. ... بايد با منطق به ميدان رفت. دشمن دارد از ابزارهاى هنرى استفاده مىكند؛ از ابزارهاى مدرنِ تبليغى استفاده مىكند و حرف ها را پخش مىكند؛ آماج عمده هم جوان هاى ما هستند… . در بيان معارف الهى، معارف اهل بيت، حديثى كه نقل مىكنيم، داستانى كه نقل مىكنيم، نسبتى كه به امام مىدهيم، معرفتى كه مىخواهيم پايبند آن باشيم؛ در همهى اينها ما بايد اتقان را رعايت كنيم. ...ما چند سال پيش اينجا راجع به قمهزنى - امرى كه «بيّن الغىّ» است - مطالبى گفتيم؛ بزرگانى صحبت كردند، نجابت كردند، قبول كردند و مردمِ زيادى هم پذيرفتند؛ يك وقت ديديم از گوشههايى سروصدا بلند شد كه آقا شما با امام حسين مخالفيد! معناى «سفينةالنجاة و مصباح الهدى» اين است كه ما عملى را كه بلاشك شرعاً محل اشكال است و به عنوان ثانوى هم حرام مسلّم و بيّن است، انجام دهيم؟ بايد اين روشنگرىها را بكنيم تا نسل جوان ما به اسلام بيشتر علاقهمند شود. گرايش جوان ها را به اسلام مىبينيد. اين گرايش، گرايش عاطفى است. اين گرايش، بسيار ارزشمند است؛ اما مثل موجى است كه ممكن است بيايد و برگردد. ما اگر بخواهيم اين موج همچنان استمرار داشته باشد، بايد پايههاى فكرى جوان ها را محكم كنيم. |
اراده ی ملی در حفظ کیان آبا و اجدادی مان در بسیج مستضعفین متبلور شد و معنای بسیجی بودن ، دفاع از کشور و آرمان های انقلاب تا سرحد نثار جان بود.
عده ای نیز از همان دوران آغاز تهاجم بیگانگان به میهن اسلامی راه خویش را از متن مردم جدا کردند و سالم ترینشان فقط به فکر گذران زندگی و ثروت اندوزی بودند و آنها که کثیف تر بودند و خیانت را افتخار می دانستند، به ستون پنجم دشمن تبدیل شدند.
دفاع مقدس خاتمه یافت، دوران سازندگی سپری شد و مدیریت انقلابی کشور با پشتوانه مردمی (بسیج) تا بدانجا پیش رفت که نیازهای اساسی خود را تأمین کرد ، روی پای خود ایستاد و در عرصه ی فناوری آن چنان درخشید که به مرز تکمیل دانش هسته ای رسید و دشمنان اسلام و ایران اسلامی را نگران کرد.
از طرفی فرهنگ مبارزه با ظلم و بی عدالتی در مقیاس جهانی را به مظلومان عالم آموخت و اکنون گروه ها و کشورهای متعددی با الهام از انقلاب اسلامی ایران با جهان تک قطبی مخالفت می کنند.

اکنون سال های سخت سپری شده است و کم ترین انتظار از حاشیه نشینان و فراریان از خطر این است که حرمت مردان آتش و خون را پاس بدارند ؛ اما با تعجب مشاهده می شود که با الهام از القائات دشمن و به انگیزه ی دنیا طلبی ، ناجیان کشور و مردم از شر دشمنان را به نظامیگری متهم می کنند و اینگونه وانمود می کنند که دفاع از ناموس، کشور و آرمان های انقلاب جرم است و بسیجی و پاسدار بودن (یعنی پاکبازی و جانبازی نمودن در راه وطن) خیانت است!
کسانی را که در سخت ترین شرایط با به خطر انداختن سلامت و جان خود از کشور پاسداری کرده اند را نظامی می خوانند تا با این انگ آنها را از عرصه ی مدیریت کشور دور سازند، تا عافیت طلبان و کسانی که در روزهای سخت دفاع، نقش ستون پنجم دشمن را ایفا می کردند ، یکه تاز باشند.
اما آنچه بیش از همه حائز اهمیت است اینکه ملت ایران دوست را از دشمن و خدمت گزار را از خائن به خوبی باز می شناسد و در انتخابات اخیر بار دیگر با رای به دکتر احمدی نژاد، فرزند خود را به جهانیان معرفی کرد. آیا چشم بینایی هست؟!
دوشنبه 1384/06/14
سيل آمريكا كار القاعده بود!
پروردگار عالميان بايد يكي خنگ تر از بوش را رئيس جمهور آمريكا كند تا يانكي ها پي به عظمت گرگ دبليوز پلنگ ببرند! به گزارش آرمليا، خبرنگار چيزنا، آقاي چيز با بيان مطلب فوق افزود: بوش دارد چوب لوطي گري خودش را مي خورد! اوشان ادامه داد: من اگر جاي بوش بودم از آمريكا فرار و رئيس جمهور خراب شده ديگري مي شدم! نويسنده ستون تلخند ضمن ابراز همدردي با بازماندگان طوفان كاترينا، از غارتگران مغازه هاي نيواورلئان خواست در حين سرقت از هرگونه تك خوري پرهيز كنند! اين كارشناس مسايل چيزتراتژيك با محكوم كردن سيل اخير در ايالات جنوبي آمريكا از مردم چيزپرور آمريكا تقاضا كرد در هنگام خوردن همديگر مراعات مسائل بهداشتي را بكنند! اين چيزنويس تصريح كرد: وقتي حيوانات وحشي هر لحظه مترصد اين هستند كه آدم ها را بخورند، همان بهتر كه آدم ها خودشان همديگر را بخورند! آقاي چيز گفت: از بد روزگار قرار بود ما چيزطلبان ايران به مشروطيت برگرديم ولي مثل اينكه اين يانكي ها هستند كه به قانون جنگل برگشته اند! وي مدعي شد سيل اخير در آمريكا كار نيروهاي القاعده بوده است! و افزود: اخيراً نواري به دست آمده كه بوش- ببخشيد منظورم همان بن لادن است- در آن هيچ اشاره اي به طوفان كاترينا نكرده كه معلوم است ذليل مرده قصد داشته با مسكوت گذاشتن قضيه، طرح فريب بريزد!
بنيان گذار عظيم ترين غول خبري جهان در فراز ديگري از بيانات خود مثل هميشه به مسائل هسته اي پرداخت و گفت: در پرونده هسته اي حق با ايران است اما اروپايي ها راست مي گويند!! اين كارشناس سياسي خاطرنشان كرد: مسئولين مي گويند قصد ما از رسيدن به فن آوري اتمي استفاده صلح آميز است؛ آمريكا هم باور كرد؟!
اوشان ادامه داد: وقتي دانشمندان ما مي توانند به اسم مبارزه با تحجر، عليه دين داران سخنراني كنند، ديگر چه كاري است كه به فن آوري اتمي دست پيدا كنند؟! وي در عين حال افزود: 8 سال گفتيم طرف مقابلمان متحجر است، جخت بلا مردم كانه مرض داشته باشند به جناح مخالف ما رأي دادند، بالاغيرتاً از چيزطلبان محترم خواهش داريم تا گند قضيه بيشتر از اين درنيامده، زبان روي چيز بگذارند و ديگر عليه تحجر حرف نزنند!
بزرگ ترين چيزنويس معاصر در بخش ديگري از سخنان خود، دو مرتبه به مسئله سيل در آمريكا پرداخت و گفت: مردم آمريكا يعني اندازه ماهي ها هم نيستند كه 24 ساعت در آب زندگي مي كنند و هيچي هم نمي گويند؟ وي از مردم آمريكا خواست به جاي اعتراض به بوش از فرصت به وجود آمده استفاده كرده، آنهايي شان كه واردند شناي قورباغه كنند، آنهايي شان هم كه بلد نيستند، كشتي بسازند!! اوشان خاطرنشان كرد: راه حل مشكل سيل زدگان، بي عرضه خواندن بوش نيست، بلكه في الواقع بازگشت به مشروطيت است! آقاي چيز كه خودش هم نمي فهميد داشت چي مي گفت به نقش ملاعمر در سيل اخير آمريكا اشاره كرد و ادامه داد: بنا داريم تا آخر همين هفته جاري جبهه اي متشكل از مشروطه خواهان پيشرو تشكيل داده كه در آن از بدمصب زرقاوي(!) تا ماشاءالله هزارشمس الواعظين حضور داشته باشند! براساس همين گزارش به دليل قار و غور شكم همسر آقاي چيز، چرت مديرعامل چيزنا لحظاتي پيش پاره شد.
لازم به ذكر است مشروح اين رؤيا تا ساعاتي ديگر توسط رمالان چيزنا تعبير خواهد شد!
آرمليا- خبرنگار چيزنا[لینک]
جمعه 1384/06/11
عیدمان را عزا کردند
|
... که ناگاه این صدا آمد: بخوان ای مرد! به نام آن بخوان که ت آفرید ای مرد! «بخوان!» ؛ اما جوابی برنمی خیزد. صدا با گرم تر آوا و شیرین تر بیانی باز می گوید: «بخوان!» ؛ اما محمد همچنان خاموش. ... پس از لختی سکوت – اما که عمری بود گویی – گفت: «... من خواندن نمی دانم» همان کس باز پاسخ داد: «بخوان به نام پرورنده ایزدت، کو آفریننده ست...» * درودی می تراود از لبم بر او درودی گرم. * غروب است و افق گلگون و خوش رنگ است و من بنشسته ام اینجا، کنار غار پرت و ساکتی تنها که می گویند: روزی، روزگاری مهبط وحی خدا بودست و نام آن «حرا» بودست... و در اطراف من از هیچ سویی ردپایی نیست و دور من صدایی نیست... |
چهار شنبه ای که گذشت فاجعه ای در کاظمین رقم خورد ؛ فاجعه ای که به شهادت بیش از هزار مسلمان انجامید. توطئه ای طراحی شد و زیر نظر اشغال گران به اجرا درآمد.
مسببین و محرکین ماجرا بر آگاهان پوشیده نیست و برای کسانی که به امور بین الملل آشنایی دارند نیز بازشناسی طراحان و مجریان توطئه علیه مسلمانان کار دشواری نیست ؛ اما اکنون سخن مردم عراق با متجاوزین و اشغالگران این است:
1| اگر بانی ناامنی ها و کشتار شمایید، که باید غرامت دهید، عذرخواهی کنید، تنبیه شوید و به خانه های خود بروید و مردم عراق را به حال خود واگذارید.
2| اگر طراحان و مجریان را می شناسید و سکوت کرده اید تا جو به همین صورت متشنج باشد و ناامنی حاکم باشد که باز هم باید عذرخواهی کنید، تنبیه شوید و به خانه های خود بروید و مردم عراق را به حال خود واگذارید.
3| اگر طراحان و مجریان را می شناسید، ولی توان برخورد با آنها را ندارید ؛ باید هر چه سریع تر خاک عراق را ترک کنید و هزینهء حضور خود را به مردم عراق تحمیل نکنید و کار عراق را به عراقیان واگذارید.
4| اگر طراحان و مجریان را نمی شناسید و قدرت پی گیری حوادث را ندارید، به ماکت قدرت خود دل خوش نکنید و هر چه سریع تر خاک عراق را ترک کنید و کار عراق را به عراقیان واگذارید.
گروه ضد اسلامی القاعده مسئولیت این خراب کاری را پذیرفته است و به همین راحتی می توان فهمید که مسبب اصلی آمریکا بوده است، چون هیچ فرد عاقلی نیست که نداند گروه القاعده ساخته و پرداختهء کیست و القاعده اکنون مجری طرح های کدام کشور استکباری است.
نکته حائز اهمیت اینکه پدر القاعده (آمریکا) می کوشید تا این گروه را مسلمان جلوه دهد تا بتواند با مخدوش کردن چهرهء اسلام، مردم غرب را با سیاست های عصیانگرانهء خود همراه سازد ؛ اما اکنون که القاعده در برابر دنیای اسلام ایستاده است و اجتماعات مسلمانان را به خاک و خون می کشد، دست خود را در دشمنی عمیق با اسلام روکرده است!
از عراق نیز خبر می رسد که پس از صدور پیام مقام معظم ولایت و پیام آیت الله سیستانی و مراجع عالی قدر دیگر، مردم ِ عراق بر همدلی و وحدت تکیه دارند و مصمم هستند تا استکبار به هدف خود، مبنی بر تفرقه افکنی میان مسلمین، نرسد و مصمم هستند که هر چه سریع تر قانون اساسی برگرفته از شرع مقدس اسلام را به تصویب برسانند.
اما صبر مردم عراق هم حدی دارد و اگر این صبر به پایان برسد، فریادها و تظاهرات مردم عراق متوجه اشغالگران خواهد بود و در آن روز اشغالگران در مرداب خودساخته، غرق خواهند شد.
سه شنبه 1384/06/08
امام خمینی(ره): اينها مردانگي ابن ملجم راهم ندارند
منطق ملت ما، منطق مؤمنين، منطق قرآن است: انالله و انااليه راجعون.
با اين منطق، هيچ قدرتي نمي تواند مقابله كند. جمعيتي كه، ملتي كه خود را از خدا مي دانند و همه چيز خود را از خدا مي دانند و رفتن از اينجا را به سوي محبوب خود، مطلوب خود مي دانند، با اين ملت نمي توانند مقابله كنند.
آن كه شهادت را در آغوش، همچون عزيزي مي پذيرد، آن كوردلان نمي توانند مقابله كنند. اينها يك اشتباه دارند و آن اينكه شناخت از اسلام و شناخت از ايمان و شناخت از ملت اسلامي ما ندارند. آنها گمان مي كنند كه با ترور شخصيت ها، ترور اشخاص، مي توانند با اين ملت مقابله كنند ؛ و نديدند و كور بودند كه ببينند كه در هر موقعي كه ما شهيد داديم، ملت ما منسجم تر شد ... ملت ما چون علي بن ابي طالب را فدا كرده است از براي اسلام، فدا كردن امثال اين شهدا براي ملت ما يك مسئلهء مهم نيست، گرچه خود اين واقعه و خود اين افرادي كه شهيد شده اند درنظر همهء ما عزيز و ارجمندند...
وگمان نكنيد كه اينها از روي قدرت يك همچو كارهايي را انجام مي دهند، يك بمب دريك جا منفجر كردن يك بچه دوازده ساله هم مي تواند او را بگيرد يك جايي بگذارد و منفجر بشود. اين قدرتي نيست. اين كمال ضعف است. من ابن ملجم را از اينها مردتر مي دانم ؛ براي اينكه او آمد درحضور مردم كار خودش را كرد و خداوند او را لعنت كند. و اينها آن مردانگي آن نامرد را هم ندارند و به طور دزدي يك طوري انجام مي دهند و خودشان را اصلا ظاهر نمي كنند، من آن «عباس آقا» [تبريزي] كه صدراعظم ايران [علي اصغرخان اتابك امين السلطان صدراعظم محمد علي شاه قاجار] را درنزديك مجلس درحضور همه با هفت تير زد ؛ و خودش را ، بعد هم ديد گرفتار مي شود، كشت، او را مرد مي دانم و اينها را نامرد ... اين، تز نامردهاست!
سخنان حضرت امام خمینی(ره) در 9 شهريور 1360؛
به مناسبت شهادت محمد علي رجايي و محمد جواد باهنر
رئيس جمهور و نخست وزير وقت
دوشنبه 1384/06/07
شيريني دانماركي به جاي كيك زرد!؟
هم زمان با سومين سالگرد تاسيس خبرگزاري چيزنا، مراسم بسيار توپي در سالن ياسرتلفات اين خبرگزاري با شركت تني چند از شخصيت هاي كله گنده برگزار شد.
به گزارش خبرنگار چيزنا، در اين مراسم كه نمايندگان سكولارهاي عظام؛ گوريل شارون، ني ني بلر و گرگ دبليوزپلنگ نيز حضور داشتند، ابتدا حجت الامسال هرمنوتيك، ضمن خواندن بندهايي از بيانيه حقوق بشر، بر ضرورت تعدد قرائت ها از متون ديني تاكيد كرد و گفت:«تا كي بايد دو ضرب در دو مساوي چهار باشد؟» وي در بخش ديگري از سخنان خود با مخاطب قرار دادن وزير امور خارجه اسرائيل از "شالوم" پرسيد: «در كجاي "تلمود" آمده كه شهرك نشينان صهيونيستي بايد از نوار غزه خارج شوند؟»
اوشان در ادامه، "متكي" وزير امور خارجه ايران را مخاطب قرار داد و گفت: «در هيچ كجاي نهج البلاغه نيامده كه جمهوري اسلامي مي تواند ولو به صورت صلح آميز از انرژي هسته اي استفاده كند!» حجت الامسال هرمنوتيك در پايان سخنان خود با انتقاد از گوريل شارون، از سران رژيم صهيونيستي خواست تا با عقب نشيني هاي اخير، تن موشه دايان را در قبر نلرزانده ، از گوساله سامري طلب عفو كنند! وي مدعي شد:«راه واشينگتن از تل آويو مي گذرد!»
به گزارش آرمليا، خبرنگار چيزنا، آن گاه آقاي چيز در جايگاه مخصوص قرار گرفت و قبل از شروع سخنان خود از حضار خواست به نشانهء اعتراض به عقب نشيني اسرائيل، دقايقي براي همديگر شكلك دربياورند! مديرعامل خبرگزاري چيزنا سپس به ايراد سخنان خود پرداخت و با اشاره به مسائل روز از مسئولين چيزلماسي كشور تقاضا كرد به جاي توليد "كيك زرد" از شيريني دانماركي استفاده كنند و بالاغيرتاً اين همه پا روي دم بوش نگذارند! آقاي چيز با انتقاد شديد از چيزلمات هايي كه بار مذاكره با كشورهاي اروپايي را روي دوش مي كشند، گفت: «سابق بر اين به خصوص زمان قاجار، ناصرالدين شاه دو ساعت با اجنبي ها مذاكره مي كرد، نصف كشور را دربست تقديم اروپايي ها مي كرد اما الان متاسفانه ايران همچين براي اروپايي ها شاخ شده كه آدم مي ماند نام كشور، "ايران" خانم است يا اسي سبيل!!؟»
اوشان ادامه داد: «سه سال داريم با اروپايي ها گفت وگو مي كنيم، جخت بلا يك وجب از سرزمين خودمان را به اجنبي ها نداده ايم!» وي افزود:« با اين اوضاع، نتيجه مذاكرات، ضميمه شدن بخشي از روپا به ايران نباشد، شانس آورده ايم!! »
بزرگ ترين چيزنويس معاصر در فراز ديگري از بيانات خود، به فضيلت باج دادن به دشمن اشاره كرد و با حمله به دانشمندان ايراني كه به انرژي هسته اي دست يافته اند، گفت: «ابوريحان بيروني با آن همه عظمتش نتوانست همچين زهرمارهايي را كشف كند!» اوشان خاطرنشان كرد: «دانشمندان ايراني اگر خيلي راست مي گويند به جاي رسيدن به انرژي اتمي، كاري كنند كه نوشابه علاوه بر گاز، آب و برق و تلفن هم داشته باشد!!»
بنيان گذار چيزنا تصريح كرد: موفقيت هاي اخير دانشمندان ايراني زياد هم چيز خوبي نيست، چرا كه ممكن است دانشمندان اجنبي به اوشان حسودي كنند و اين آتيش پاره ها را چشم بزنند! آقاي چيز گفت: دانشمندان ما بايد به جاي اين كارها، تقويمي طراحي كنند كه چي؟ كه در آن تعطيلي زياد داشته باشد تا بتوان به جاي اورانيوم، اوقات فراغت جوانان را غني سازي كرد!
براساس همين گزارش، آقاي چيز بعد از اتمام سخنراني خود به سؤالات بي ربط خبرنگاران، پاسخ هاي پرت و پلا داد.
آرمليا- خبرنگار چيزنا[لینک]
یکشنبه 1384/06/06
آقاي كروبي ، با عرض پوزش!
آقاي بهروز افخمي در مصاحبه با بخش فارسي راديو بي- بي- سي، از راه اندازي شبكه تلويزيون ماهواره اي آقاي كروبي طي سه ماه آينده خبر داد و دربارهء برنامه هاي اين شبكه گفت: «برخي از برنامه ها در دوبي تهيه خواهد شد و مقداري هم به صورت گزارش و فيلم خبري در ايران تهيه مي شود.»
افخمي در پاسخ به اين سؤال كه آيا شبكه ماهواره اي آقاي كروبي با مجوز جمهوري اسلامي ايران فعاليت خواهد كرد، گفت: «ما دنبال مجوز نمي رويم و به عنوان يك تلويزيون خارجي كه مطابق قوانين كشورهاي ديگر كار مي كنند فعاليت خود را شروع مي كنيم.»
وي درباره رعايت خط قرمزهاي نظام اسلامي در اين تلويزيون ماهواره اي اظهار داشت: «ما خط قرمزهايي را كه مطابق تفكر آقاي كروبي باشد، رعايت مي كنيم» و...
در اين نوشته روي سخن با آقاي بهروز افخمي نيست، چرا كه ايشان از مدت ها قبل سوداي خروج از ايران را در سر داشت و به منظور راه اندازي تلويزيون ماهواره اي در خارج از كشور رضايت آقاي خاتمي براي دريافت يك وام 400هزار دلاري را هم كسب كرده بود... ؛ روي سخن با محافل غربي هم نيست كه از تصميم اخير آقاي كروبي به وجد آمده و براي آغاز به كار شبكه تلويزيوني ايشان لحظه شماري مي كنند... ؛ روي سخن با جناب آقاي كروبي است!
شايد جناب آقاي كروبي با خواندن اين نوشته، ابرو درهم كشند و نگارنده را به خاطر آنچه نگاشته است، ملامت كنند ولي خبر تلخ تر و سرانجام اين رخداد، در صورت اتفاق، تيره تر از آن است كه دوست داران واقعي جناب كروبي زبان به هشدار نگشايند و قلم به نقد دل سوزانه نگردانند و در اين باره خطاب به حضرت آقاي كروبي، گفتني هايي هست:
1- جناب آقاي كروبي! حضرت عالي كه بارها وفاداري خود به امام راحل (ره) را به اثبات رسانده و نشان داده ايد ديدگاه مبارك آن بزرگوار براي شما فصل الخطاب بوده و هست، آيا تصميم اخير خود را با بينش و منش تعريف شده و خالي از ابهام حضرت امام (ره) در تناقض نمي بينيد؟ فرض بفرماييد كه هم اكنون در محضر مبارك آن عزيز سفركرده ايستاده ايد، آيا باز هم بر تصميم خويش اصرار مي كرديد و يا اينكه هرگز جرأت طرح آن را نداشتيد؟
... يار امام و راه اندازي تلويزيون ماهواره اي در خارج از كشور، آن هم براي مخاطبان داخلي؟!... براي چه؟ با كدام انگيزه؟!... ترديدي نيست كه حضرت عالي مانند برخي از مرتجعين سكولار و سكولارهاي مرتجع، راه امام (ره) را با رحلت ايشان تمام شده نمي دانيد!
به يقين و تا آنجا كه از شخصيت برجسته و انقلابي شما خبر داريم، مقصودتان از راه اندازي اين شبكه تلويزيوني، مخالفت با سياست هاي نظام اسلامي نيست، پس منظورتان چيست؟ و از خارج كشور براي ايرانيان داخل كشور چه پيامي داريد؟!
2- آيا اظهارات آقاي افخمي در مصاحبه با راديو دولتي انگليس را قبول داريد؟ ايشان دربارهء خطوط قرمز تلويزيون حضرت عالي و اينكه آيا اين خطوط قرمز همان خطوط قرمز ايران اسلامي است يا نه ، با صراحت اعلام مي كند: «ما خط قرمزهايي را كه مطابق تفكر آقاي كروبي باشد رعايت مي كنيم»!
جناب آقاي كروبي! اين سخنان، به مفهوم آن است كه حضرت عالي صف خود را از صف نظام جمهوري اسلامي ايران جدا كرده ايد؟! اگر اينگونه است- كه به يقين نيست- بايد پرسيد، مگر جناب عالي محور و اساس انقلاب و نظام هستيد كه شخصيت خويش را برتر از امام راحل (ره) تلقي كرده و خط قرمزهايي جدا از خطوط قرمز نظام براي خود ترسيم فرموده ايد؟! و اگر اظهارات آقاي افخمي را تاييد نمي كنيد و خود را تافته اي جدا بافته از امام و نظام اسلامي نمي دانيد - كه نمي دانيد- چرا در مقابل اظهارات رئيس شبكه تلويزيوني خويش سكوت فرموده ايد؟!
راستي! جناب آقاي كروبي، گرداننده تلويزيون ماهواره اي حضرت عالي، از هم اكنون با صراحت راه شما را جدا از انقلاب و نظام اسلامي معرفي مي كند، تصور بفرماييد براي آينده جناب عالي چه خواب ها كه نديده و چه برنامه ها كه نچيده اند؟!
3- جناب آقاي كروبي! شبكه تلويزيون ماهواره اي مورد نظر شما در صورت راه اندازي، يك شبكهء ضد انقلاب در كنار ساير شبكه هاي موجود تلقي مي شود و مانند همهء آنها بي ارزش و غيرقابل اعتنا ؛ چرا كه اين شبكه زير تابلو و پرچم بيگانگان فعاليت خواهد كرد و به قول آقاي افخمي تابع قوانين يك كشور خارجي است و حضرت عالي مي دانيد كه بيگانگان با هرچه موافق باشند، به يقين با اسلام و انقلاب و نظام برخاسته از آن، مخالف اند و با عرض پوزش از اين مقايسه، بايد گفت؛ يادآور ديگ پلوي سفارت انگليس در دوران مشروطه است. آيا براي حضرت عالي نگران كننده نيست كه پيام خود خطاب به هموطنان خويش را از طريق بيگانگان ارسال فرمائيد؟!
و اما، اگر ترغيب كنندگان شما در راه اندازي اين شبكه، تصور كرده اند از اين طريق مي توانند براي نظام اسلامي دردسر آفريده و انتقام ناكامي هاي خود را از مردم بگيرند، سخت در اشتباه اند. چرا كه اين شبكه، درصورت راه اندازي، شبكه اي در كنار ده ها شبكه ضد انقلاب ديگر محسوب مي شود كه از نگاه مردم هيچ گاه به حساب نيامده و نمي آيند و مصداق «ز خرمن دانه اي كمتر، به دريا قطره اي افزون» خواهد بود.
4- و بالاخره با عرض پوزش مجدد از جناب آقاي كروبي، اميد است ايشان عذر نگارنده را بپذيرند و بر او خرده نگيرند كه "چرا جسارت ورزيده است؟" ؛ زيرا، نه فقط براي نگارنده كه دوست دار ايشانم، بلكه براي همهء مردمي كه همواره جناب آقاي كروبي را در ركاب امام راحل (ره) و اسلام و انقلاب ديده و مي بينند، مشاهدهء توطئه عليه آيندهء اين بزرگوار تلخ و ناگوار است.
حسين شريعتمداري، نمایندهء محترم ولی فقیه در روزنامه کیهان[لینک]
جمعه 1384/06/04
وظیفه دولت: جدیت، تدبیر و پرهیز از شتاب زدگی
یک|دکتر احمدی نژاد رییس جمهور محبوب و مردمی، اعلام کرد که به زودی 4 وزیر باقی مانده را به مجلس معرفی خواهد نمود.
دو| برخی از ورشکستگان سیاسی قصد دارند تا با ایجاد هیجان کاذب در مردم و بالا بردن توقعات به حق مردم، دولت را وادار به شتاب زدگی و در نتیجه به انجام ناقص طرح ها و نهایتاً محقق نشدن خواست مردم بینجامد. این افراد در حالی از نفت 60 دلاری (که هنوز هم محقق نشده است) سخن می گویند که تا کنون هیچ گاه یادشان نبوده است بپرسند که نفت 50 دلاری چه گلی به سر ملت زد و همیشه مطالبات اقتصادی مردم را انکار کردند و تنها نیاز جامعه را توسعهء سیاسی می دانستند. انگار مردم شعور سیاسی ندارند و کسانی که به مردم پشت کرده اند و ناخودآگاه یا با تبانی، شعار دشمنان را در بوق و کرنا می کنند، باید توسعه سیاسی ررا به مردم فهیم آموزش دهند.
اکنون که فرزند ملت با شناخت درد مردم و آمادگی برای خدمت گزاری به مردم و با رای قاطع همین مردم به ریاست جمهوری اسلامی رسیده است، این گروه که مردم پاسخ دندان شکنی به خودکامگی هایشان داده اند، خود نقش دایه مهربان تر از مادر را بازی می کنند و همان گونه که توضیح داده شد، قصد انحراف دولت و ناآرامی در جامعه را دنبال می کنند. اگر اینجا ایران نبود و اگر ملت ایران بر خلاف تصور دشمنان ، از این سطح بالای آگاهی و شعور سیاسی برخوردار نبودند، ممکن بود این نوع القائات به بحران بینجامد. اما واقعیت ایران اسلامی و ماهیت ملت قهرمان ایران متناسب با آرزوهای شیاطین نیست و در سال های آتی این دولت و این مردم ثابت می کنند می توانند روی پای خود بایستند و گام های بزرگ و اساسی و به پیشرفت های شگرف نایل شوند! قدر مسلم آن روز دیگر این ورشکستگان باید خیلی پررو باشند که به بازیگری خود ادامه دهند و بد نیست تا دیر نشده و تا به کلی از صفحه تاریخ سیاسی ایران اسلامی حذف نشده اند، به متن مردم بپیوندند.
سه| در همین زمینه رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در خطبه های نماز جمعهء هفته گذشته قابل تأمل است:
در مجلس، نمايندگان وظايف و حقوقى دارند؛ رئيس جمهور هم وظايف و حقوقى دارد. هر دو طرف بايد به وظايف خود عمل كنند و از حقوق خود استفاده نمايند. البته بايد بنا بر تفاهم باشد تا كار پيش رفت كند و كار كشور معوق نماند. بعد از تشكيل دولت هم انشاءاللَّه مجلس و دولت بنا بر همكارى داشته باشند و وظايف خودشان را انجام دهند؛ منتها برادرانه. مجلس نظارت خود را بكند، محاسبهى خود را بكند، سؤال خود را بكند - كه اينها وظايف مجلس است و انتظار از مجلس همين چيزهاست و اينها كمك به دولت است - و دولت هم انشاءاللَّه تلاش و حركت خود را با قدرت و كفايتِ لازم انجام دهد. براى نياز دولت قانون بگذرانند تا دولت بتواند به وعدههاى خود عمل كند؛ دولت هم به اميد خدا، با توكل به خدا و با پشتيبانى مردم بتواند خواستههاى آنها را در حدى كه براى او در مدت مشخص قانونى ممكن و مقدور است، عملى كند. بندهى حقير هم به عنوان خدمتگزار، از رئيس جمهور و از كليت دولت مثل هميشه حمايت خواهم كرد. دأب بنده و قبل از من دأب امام عزيز و بزرگوار ما اين بوده و هست و انشاءاللَّه خواهد بود. ما از رئيس جمهور - كه منتخب مردم است - حمايت مىكنيم؛ از كليت دولت حمايت مىكنيم؛ از حقوق و مطالبات مردم هم حمايت مىكنيم. برادران عزيز ما در دولت و رئيس جمهور محترممان - كه بحمداللَّه متكى به محبت و رأى مردم است - بعد از اينكه دولت تشكيل شد، وعدههايى را كه به مردم دادهاند، مرور كنند و بجد براى تحقق اين وعدهها تلاش نمايند. مردم كسانى را كه صادقانه عمل مىكنند، مىشناسند. سرعت عمل، خوب است؛ عجله و انفعال و شتابزدگى بد است. مبادا در مقابل برخى از كسانى كه حرفها و مطالباتِ خودشان را به عنوان مطالبات مردم جا مىزنند، دولت دچار انفعال شود؛ نه، كار خودشان را بكنند. مطالبات حقيقى مردم؛ همان چيزهايى كه بحمداللَّه در شعارها و اظهارات رئيس جمهور محترممان هم به صورت برجستهاي گفته و تكرار شده است، چيزهاى خوبى است؛ مردم همينها را مىخواهند. دولت بايد اينها را بجد، بدون دستپاچگى، با تدبير درست، و در طول مدت مقرر و معقول دنبال كند.
ما از تأخير انداختن كارها - كه مثلاً يك كار پنج ساله را ظرف دوازده سال انجام دهند - هميشه گله كردهايم. اگر بتوانند كار پنج ساله را در پنج سال انجام دهند، ما ممنونيم. كار پنج ساله را اگر توانستند در چهار سال انجام دهند، بيشتر ممنونيم. اما اگر بخواهيم كار پنج ساله يا چهار ساله را با سرهم بندى و عجله و شتابزدگى در مدت كوتاهى انجام دهيم، نه؛ اينطور كارى را مردم نمىپسندند؛ بنده هم دنبال چنين چيزى نيستم. البته مسئولان محترممان هم قطعاً نمىخواهند اينطور عمل كنند. بنابراين امروز بحمداللَّه افق روشنى جلو چشم مردم وجود دارد.
رهبر معظم انقلاب (خطبه دوم نماز جمعه - 28/5/84) [لینک]
پنجشنبه 1384/06/03
مجلس همه را مبهوت کرد
چهار روز پرکار نمایندگان مردم با انتصاب 17 وزیر به اتمام رسید. مردمی که چشم جهانیان را خیره می کند و معادلات دشمنان نظام را با حماسهء خود به هم می زند ؛ عجیب نیست که نمایندگانش چشم نظاره گران را خیره سازد.
من خود گمان می کردم که تمام وزرای پیشنهادی با رای اعتماد مجلس اصول گرا رو به رو شوند، اما نمایندگان مردم ثابت کردند که بر عهدی که با مردم بسته اند و بر سوگندی که به کلام الله مجید یاد کرده اند ، استوارند و اگر به نظرشان برسد که کسی مناسب جایگاه وزارت نیست به او رای اعتماد نخواهند داد، حتی اگر او از طرف رئیس جمهور محبوب و مردمی ای چون دکتر احمدی نژاد معرفی شده باشد و جایگاه و وظیفهء مجلس دقیقاً همین است و جالب اینجاست که اشخاصی که از کابینه جا ماندند، قبل از مجلس در فراکسیون اکثریت (اصول گرا) رد شده بودند.
من در نظری که در یکی از وبلا گها ارائه کردم گفتم و اکنون تکرار می کنم که شأن نمایندگان محترم مجلس کمتر از مشاوران رئیس جمهور محترم نیست و وقتی نخبگان و نمایندگان مردم به این نتیجه می رسند که چند نفر توان کافی برای حضور در هیئت وزیران را ندارند، همه باید به این رای تمکین کنند و از نمایندگان مردم به خاطر دقت خود سپاس گزار باشند و پیش از هر کس ، رئیس جمهور محترم اعلام کرده است که در هر صورت به تصمیم مجلس احترام می گذارد.
حمايت دانشجويي از فناوري ملي هسته اي اوج گرفت[لینک]
نكات خواندني از راي اعتماد مجلس به كابينه پيشنهادي رئيس جمهور[لینک]
محسني اژه اي: جلو فعاليت های غيرقانوني در وزارت اطلاعات را مي گيرم[لینک]
حداد عادل: عدم راي اعتماد به 4 وزير نشانه استقلال قوا و جدي بودن مجلس است[لینک]
سليمي نمين: مجلس با عدم راي به برخي وزرا نمودي از اصول گرايي را به نمايش گذاشت [لینک]
سه شنبه 1384/06/01
پروژه ای به نام شوانه و روسیاهی ضدانقلاب
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه: هنگامی که هیاهویی درمی گیرد و جنجالی به پا می شود، زمینهء بحث منطقی کمتر وجود دارد. اما زمان که می گذرد و گرد و غبار که فرو می نشیند ؛ می توان چهرهء واقعی حقیقت را (که در ذات خود به هیچ ذره ای از غبار مجال خودنمایی نمی دهد) مشاهده کرد.
|
کمال اسفرم 24 ساله (معروف به شوانه) که بیش از پنج کلاس درس نخوانده است، از تاريخ 4/10/81 به علت فرار از خدمت سربازي تحت تعقيب قرار گرفته است. شوانه که داراي سوابق سوء متعدد در کلانتريها و اداره آگاهي مهاباد بوده، به علت ارتکاب جرایمي چون ايجاد رعب و وحشت براي شهروندان مهابادي ، شرارت ، نزاع و تهديد به قتل، تحت تعقيب مقامات قضايي استان قرار داشت. در تاريخ 17/5/82 به همراه يکي از دوستانش، ضمن ربودن یک پسر بچه 15 ساله و تجاوز به عنف، پسر بچه را خفه کردند و جسد او را سوزاندند. |
شوانه قاتل و متجاوز: کمال اسفرم 24 ساله (معروف به شوانه) که بیش از پنج کلاس درس نخوانده است، از تاريخ 4/10/81 به علت فرار از خدمت سربازي تحت تعقيب قرار گرفته است. شوانه که داراي سوابق سوء متعدد در کلانتريها و اداره آگاهي مهاباد بوده، به علت ارتکاب جرایمي چون ايجاد رعب و وحشت براي شهروندان مهابادي ، شرارت ، نزاع و تهديد به قتل، تحت تعقيب مقامات قضايي استان قرار داشت ، به طوري که حکم جلب وي طي چندين مرحله از طريق مقامات قضايي و بازپرسي شعبه اول دادسراي عمومي و انقلاب و همچنين دادسراي نظامي مهاباد صادر شده بود.
در تاريخ 17/5/82 به همراه يکي از دوستانش، ضمن ربودن یک پسر بچه 15 ساله و تجاوز به عنف، پسر بچه را خفه کردند و جسد او را سوزاندند. وی پس از ارتکاب این عمل شنیع و اقدام به جنایت در سقز دستگير و پس ازمدتي با قرار وثيقه از زندان آزاد شد. پس از آزادي موقت از زندان، با تهديد و ارعاب خانوادهء کودک مقتول، آنهارا به عدم پي گيري پرونده وادار ميکند.
به گفته رييس دادگستري استان آذربايجان غربي، کمال اسفرم درپي اين ماجرا در پاييز سال 82 از کشور خارج و به گروهکهاي ضد انقلاب در عراق پناهنده شد، اما وقتي سران گروهکي متوجه شدند که شوانه از نظر سياسي قابل بهره برداري نيست، او را ازميان خود طرد ميکنند و با وعده و وعید و با توجه به خصوصیات رفتاری و جانی بودن وی، او را به ایجاد ناامنی در کشور تشویق می کنند.
شوانه نيز پس از مدتي به علت درگيري و ناسازگاري با ردههاي گروهکي خود به ايران بازگشت و به عنوان سرپل گروه هاي شرور و قاچاقچی، به فعاليت عليه شهروندان جمهوري اسلامي مشغول شد.
اين شرور که بنا به اظهارات مسوولان داراي سوابق و پروندههاي متعدد کيفري و امنيتي در سپاه، بسيج، نيروي انتظامي و دادسراي مهاباد بوده طي يکي از شرارتهاي خود در جريان انتخابات رياست جمهوري به همراه تعدادي از همدستان خود با قمه و شمشير و کلت کمري به يکي از حوزههاي اخذ راي درمنطقه پشت تب مهاباد حمله ور شده ، با ايجاد رعب، وحشت و حمله به مردم، سعي کرده بود از حضور شهروندان در انتخابات جلوگيري کند.
شرارت ها و رفتارهاي غير قانوني و ضدانسانی شوانه در حدی بوده است که حتي پدر او درجلسه اي با مسئولان انتظامي اظهار ميدارد: «کار وي به جايي رسيده که حتي تهديد کرده سر مرا ميبرد، قانون هر تصميمي بگيرد بنده راضي هستم و شرارتهاي وي را قبول دارم و تمامي آبرويم در جامعه رفته است.»
(اظهارات پدرِ شوانه در صورت جلسه اي به تاريخ 25/3/84 در بازرسي نيروي انتظامي مهاباد موجود است.)
هلاکت شوانه: با ادامه موج شرارتها و خشونتهاي شرور مهاباد و دستور قضايي ويژه براي دست گيري وي، در تاريخ هجدهم تيرماه، ماموران انتظامي شهرستان مهاباد پس از پي گيريهاي مستمر، موفق ميشوند محل تجمع شوانه و چند نفر از همدستانش را که در منطقه اي واقع در جادهء حمزه آباد، مشغول تفريح ومي گساري بوده اند، شناسايي کنند.
به اين ترتيب در ساعت 19 و 30 دقيقه همان روز اکيپي از افسران مديريت اطلاعات، آگاهي و يگان امداد فرماندهي انتظامي مهاباد، محل مورد نظر را محاصره مينمايند. شوانه و همدستانش به محض مشاهده ماموران سوار بر خودرو شده و به سمت منطقهء حمزه آباد فرار ميکنند. با توجه به اينکه جادهء حمزه آباد از قبل توسط ماموران مسدود شده بود، ما شين اشرار از جاده اصلي خارج و وارد جاده خاکي ميشود.
باادامهء تعقيب ماموران و افتادن خودرو اشرار در چاله، شوانه و همدستانش از خودرو پياده و به شکل پراکنده به طرف تپههاي اطراف متواري ميشوند.
ماموران نيز به تعقيب افراد مذکور ادامه داده، پس از اخطارهاي متعدد اقدام به شليک هوايي ميکنند و چون شوانه به اخطارهاي داده شده توجه نميکند، ماموران اولين گلوله را به پاي او شليک ميکنند. وي در همين حال متوقف شده و سپس با قمه به اولين مامور تعقيب کننده حمله ور ميگردد. در اين حين تير دوم جهت متوقف نمودن وي شليک ميشود و به خاطر سراشيبي محل، گلوله به سينهء وي اصابت ميکند که او را نقش زمین می کند و ماموران وي را براي رساندن به مرکز درماني، سوار خودرو نموده، حرکت ميکنند که قبل از رسيدن به مرکز درماني، فوت ميکند.
آقاي ظاهري، قاضي کشيک دادسراي مهاباد در بهداري نيروي انتظامي مهاباد حاضر شده، پس از بازديد جسد، دستور اعزام جسد را به مرکز پزشک قانوني استان براي کالبد شکافي، صادر ميکند.
گزارش پزشکی قانونی: در گزارش کالبد شکافي پزشکي قانوني استان آذربايجان غربي، که دربيمارستان امام خميني شهرستان اروميه و توسط کارشناسان انجام شده چنين آمده است: «... در معاينه ظاهري سر و صورت آثار ضرب و جرح و شکستگي جمجمه مشهود نيست. ... در معاينهء قفسه سينه محل ورود گلوله با حاشيهء سوخته در ناحيه قدامي تحتاني نيم سينه چپ که محل خروج وجود ندارد. ... در ناحيهء قدامي سينه آثار خال کوبي در سينه مشهود است... پوست قفسهء سينه و شکم برش داده شد. خون ريزي وسيع در نيم سينه چپ همراه با آسيب احشايي وجود دارد... در معاينه شکم آثار ضرب و جرح مشهود نيست... در ناحيه پشت تنه آثار ضرب و جرح مشهود نيست....در معاينه اندام تحتاني، در ناحيه پشت ران پاي راست محل ورودي گلوله با حاشيه سوخته وجود دارد... آثار شکستگي در رفتگي دراندام تحتاني مشهودنيست...».
در خاتمه اين گزارش، آمده است: «با توجه به معاينه جسد علت تامه فوت در زمينه اصابت گلوله به ناحيه قفسه سينه و خونريزي داخلي تعيين و جواز دفن به نام وي صادر گرديد.»
دکتر فيروز محمدي سرپرست پزشکي قانوني آذربايجان غربي ، در گفت و گويي با خبرگزاري ايسنا دراين باره گفته است: «در جسد شوانه فقط آثار دو گلوله وجود داشت كه طبق معاينهي جسد، يك گلوله به قدام سينهي چپ او اصابت كرده كه از بدن خارج نشده و گلولهي ديگري به ناحيهي پشت ران راست اصابت كرده بود كه محل خروج آن نيز از قسمت داخلي ران راست بوده است. وي همچنين درخصوص علت کالبد شکافي جسد گفته است: «براي تمامي افراد گلوله خورده، طبق دستور قضايي لازم است كه گلوله جهت تحقيقات قضايي و تعيين نوع اسلحه از بدن فرد مصدوم خارج و تحويل مقام قضايي گردد و به همين منظور فرد مذكور نيز مورد كالبدگشايي- طبق اصول پزشكي قانوني – قرار گرفته و محل برش به صورت مطلوب دوخته شده است. »
آغاز اجرای سناریوی ضدانقلاب: با رسیدن جسد به مهاباد، عده ای فرصت طلب در مقابل بهداري انتظامي مهاباد، تجمع تحریک آمیزی کردند که به تحريک همدستان شوان ها انجامید و باعث شد که انتقال جسد به اروميه با چندين ساعت تاخير روبه رو شود. لازم به ذکر است که معمولا شش ساعت پس از فوت آثار نعشي در جنازه نمايان ميشود که اين تاخير، به افساد نسبی جسد و بروز برخی کبوديها و تورمها می گردد.
این کبودی ها با تغییر شکل دادن نرم افزاری توسط برنامه های رایانه ای، خوراک تبلیغاتی ضدانقلاب را فراهم می کند و با پخش عکس های مونتاژ شده، ادعای شکنجه شدن شوانه را داغمن می زنند.
در پی آن عده ای محدود که اغلب آنها از عوامل گروهک ها بوده اند وشناسایی شده اند، به ایجاد بلوا و اغتشاش می پردازند و عده ای بسار محدود نیز که از شمار ضد انقلاب نبوده اند، ضمن اذعان به شرارت ها و جنایات شوانه ، چون پنداشته اند که شکنجه ای درکار بوده است، فریب ضد انقلاب را خورده اند.
حجم تشنج: ضد انقلاب با پخش تصاویر موهوم و ایجاد خرده ناآرامی هایی که با بهره گیری از نهایت توان خود دنبال می کرد، درصدد بود تا ضمن پشتیبانی خبری، حداکثر بهره را از ماجرا ببرد و موج اعتراض را به دیگر نقاط کشور بکشاند که در این زمینه چند نکته گفتنی است:
1- به جز برخی ناآرامی های پراکنده، این موج حتی در مهاباد نیز آن گونه که مورد توقع ضد انقلاب بود ایجاد نشد. پشتیبانی رسانه ای ضد انقلاب بسیار بیش از اصل ماجرا و بلوا بود. بر خلاف ادعاهاي دشمنان مردم، تحليل آمارها و گزارشهاي وقايع اخير مهاباد، بيانگر آن است که تعداد عوامل فريب خورده و آشوب طلبي که در این بلوا حضور داشته اند، از 400 نفرهم تجاوز نميکند و در هر بار بی نظمی حدود 50 تا 100 نفر شرکت داشته اند. به عبارت ديگر حداکثر چهار صد تن (اعم از ضد انقلاب یا فريب خورده و ساده انديش) به بهانهءحمایت از یک شرور متجاوز که خانواده اش نيز از دست او عاصي بودند، آرامش چند ده هزار شهروند مهابادي را بر هم زده اند.
2- مخاطبین رسانه های ضد انقلاب، اغلب منحصر به طرفداران محدود گروهک ها بود و بازتابی در سطح کشور نداشت و طبق یک بررسی آماری استقبال از وبلاگ های طرفدار ناامنی و ناآرامی، در حد مخاطبان همیشگی و یار غاران هر وبلاگ باقی مانده است و ضد انقلاب به هیچ وجه به هدف شوم خود نرسید ه است.
3- یکی از دلایل مهم ناکامی ضد انقلاب، مشهور بودن شوانه به تجاوز ، فساد ، باج گیری ، جرم و جنایت بود.
تدبیر نیروی انتظامی: نکتهء قابل توجه در اين ماجرا، تدبير بجاي نيروي انتظامي مهاباد، درتاکيد به عدم استفاده از سلاح گرم، در مقابله با آشوب طلبان بود. تلاش ضد انقلاب برای مسلحانه کردن آشوب ناکام ماند و حتي پس از شهادت يک تن از پرسنل نيروي انتظامي با شلیک گلوله از سوی عناصر ضد انقلاب و مجروح شدن 55 نفر ديگر از ماموران ؛ و حتی پس از شهادت دو تن از شهروندان عادی مهابادی توسط گروهک ها، نیروی انتظامی همچنان بر کنترل اوضاع بدون شلیک گلوله تاکید کرد و موفق به مهار بلوا شد.
نتیجه: پروژهء شوانه که توسط ضد انقلاب طراحی شده بود، با درایت مسئولین انتظامی و امنیتی و هوشیاری مردم مسلمان کشورمان پایان یافت و سیاهی آن بر چهرهء ضد انقلابِ روسیاه تر از زغال باقی ماند.
با نگاهی ویژه به وبلاگ پاسداران [لینک]
سه شنبه 1384/06/01
جنگ برای صلح
در رستاخیز مهدی (عج) هر چه هست دوستی، برادری ، رحمت صلح و یگانکی است.
مهدی می جنگد، اما جنگ برای صلح، چون می داند که نمی توان به این جنگ ها پایان داد مگر با یک جنگی که همان نبرد جهانی حضرت مهدی (عج) است.
«نبرد جهانی» به این معنی که به یک باره با همه مظاهر ظلم و جنایت در گوشه و کنار عالم برخورد می کند. مهدی می جنگد اما برای صلح ؛ صلحی که توأم با عدالت است.
جامعه ای که مهدی می سازد شعارش محبت است. شهروندان جامعه مهدوی در پی سودجویی مادی نیستند. جامعه ای که مهدی بنا می کند، جامعه ای صلواتی است که در آن ، مردم به هم خدمات می رسانند، اما سر همدیگر را - به اصطلاح - نمی تراشند.
از سخنان دکتر حسن رحیم پور ازغدی

